الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

27

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

ما اصوليين به آن پشتوانه عمل كرده‌ايم كه همان علم و يقين است . نكته دوم : امارات ظنيه معتبره را اصوليين طرق علميه مىگويند ، ياء در كلمه علمى ياء نسبت است ؛ يعنى طرقى كه منسوب به علم‌اند و پشتوانه علمى و قاطع دارند . بيان منطقى : جناب مصنف مىفرمايند : به همين اندازه از بيان مطلب كاملا واضح و روشن است و لكن براى اينكه در ذهن مبتديان مطلب كامل‌تر و منسجم‌تر جاى گيرد ما اين مطلب بديهى را در قالب برهان منطقى عرضه مىكنيم . بيان ذلك : از طرفى ظن بما هو ظن حجيت ذاتيه ندارد به دليل اينكه اگر حجيت ظن ذاتى او بود هرگز شارع مقدس نمىتوانست از اتباع ظن نهى كند و عمل به مظنه را و لو به صورت موجبهء جزئيه و فى بعض الموارد منع كند ؛ زيرا ذاتيات قابل جعل نيستند و دست جعل به دامان بلند آنها نمىرسد نه نفيا و نه اثباتا چنانچه در مقدمه بعدى كاملا تبيين خواهيم كرد ، درحالىكه شارع مقدس ما را از عمل به مظنه منع نموده ، آنجا كه مىفرمايد : إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ . پس حجيت ظن ذاتى او نيست . از سوى ديگر وقتى حجيت ظن ذاتى او نبود الا و لا بد بايد عرضى باشد ؛ يعنى عوامل ديگرى حجيت را به او داده‌اند و گرنه خود او ذاتا واجد اين كمال نبوده آن‌گاه نقل كلام مىكنيم به آن عامل خارجى و مىگوييم : آن عامل خارجى يا قطع است و يا يك امر ظنى ديگر و شق سوم نداريم ؛ زيرا شك و وهم ما دون ظن هستند و هرگز نمىتوانند پشتوانه ما فوق خود باشند ، حال اگر آن عامل قطع باشد فهو المطلوب كه ظن به علم منتهى شد و اگر ظن باشد مثلا خبر واحد امرى گمان‌آور است ، ظاهر كتاب دلالت كند بر حجيت آنكه ظاهر الكتاب هم امرى گمان‌آور است نقل كلام مىكنيم به ظاهر الكتاب و مىگوييم : ظاهر كتاب هم امرى گمان‌آور است و حجيت ذاتى او نيست مىپرسيم پشتوانه حجيت او چيست ؟ آيا يك امر قطعى است يا ظنى ؟ اگر قطع باشد فثبت المطلوب و اگر ظن باشد نقل كلام به او مىكنيم و هكذا تسلسل پيدا مىشود و تسلسل باطل است پس بايد حجيت امور ظنيه به چيزى منتهى شود كه حجيت ذاتى اوست و جعلى نيست و آن امر چيزى جز قطع نيست پس بالأخره مطلب منتهى به علم مىگردد و مناط حجيت علم است . به بيان خلاصه‌تر ، از آنجا كه حجيت ظن ذاتى او نيست حتما بايد عرضى باشد و كل ما بالعرض لا بد ان